کودتای خونین مصر تنها بیحرمتی به ارادهی مردم و ربودن مؤسسات منتخب مردمی نبود؛ این جنایت تنها پایمال کردن ارادهی آزاد آن هم در دورانی که تمام ملتهای جهان به آزادی و دموکراسی روی آوردهاند نبود؛ این کودتا افزون بر این امت را به سمت پرتگاه عمیقی کشاند که رهآورد آن چیزی جز عقبماندگی فرهنگی و فروپاشی اجتماعی نیست. زیرا کودتا بر ضد دموکراسی و ارادهی آزاد مردمی استبداد را بنیان مینهد و استبداد رأس تمام فسادهاست. کسی که در وضعیت بشر و طبیعت اجتماع دقت کند خواهد فهمید که استبداد آثار نکبتباری در هر منطقه بر جای گذاشته است؛ استبداد عقل را در تنگنا قرار میدهد در نتیجه آن را فاسد میکند؛ توانمندیهای عقلی از بین میبرد و عزم و اراده را سست میکند. استبداد روابط اجتماعی میان افراد و جامعه را متزلزل میکند؛ دین را بازیچه قرار میدهد و آن را به فساد میکشد؛ با علم به نبرد برمیخیزد و آن را نیز فاسد میکند؛ مردمان مستبد اهل علم را از خود میرانند و در معرض آزار و اذیت قرار میدهند. خوشبخت کسی که بتواند از چنان سرزمینی بکوچد و بر خردمندان پوشیده نیست که چه کاروانهایی از ذهنهای مسلمان به خاطر بهرهمندی از آزادی به کشورهای غربی هجرت کردهاند و تمام اختراعات و خدمات خود را به غربیان ارزانی داشتهاند. در ادامه برخی از پیامدهای استبداد را میآوریم که به لحاظ شرعی و ملی واجب است در برابر آن به صورت علمی و مسالمتآمیز ایستادگی کنیم:
۱-استبداد هیچگاه به صراحت اعلام نمیکند که با دین سر جنگ دارد اما تلاش میکند مفاهیم رسالت را نقض کند؛ امر به معروف را در آنجا که باعث دخالت در اعمال خودکامهی او شود حذف میکند؛ اگر ببیند افراد با نهی از منکر به حوزهی اشتباهات او نفوذ میکنند آن را نیز در تنگنا قرار میدهد. ایمان به خدا را در مظاهر عبادی خلاصه میکند و میکوشد اسلام در حد تکالیف فردی در احساس مردم باقی بماند؛ آنگاه رفته رفته بر روی شعائر تعبدی و فضایل بیروح فردی تمرکز میکند و آن را کل دین جلوه میدهند. سخن از فساد و انحرافِ گذشته و حال را برنمیتابد و از آن جلوگیری میکند. بیتوجهی به ظواهر اجتماعی که همهی افراد امت را با هم برابر میداند به این امر کمک میکند؛ ترک مسایل کلی که سرنوشت امت را رقم میزند هم به این قضیه دامن میزند. بدین ترتیب اسباب خیریت امت که خداوند در آیهی زیر برای آن رقم زده است از میان میرود:
«کُنْتُمْ خَیْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَتَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَتُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ...» [آل عمران: ۱۱۰].
شما (ای پیروان محمّد) بهترین امّتی هستید که به سود انسانها آفریده شدهاید (مادام که) امر به معروف و نهی از منکر مینمائید و به خدا ایمان دارید.
چه زیبا گفتهاند برخی از دعوتگران که حکومت مطلق از قدیم خیر و برکت و عزت آدمیان را تباه کرده است و نوعی فلج ذهنی و فروپاشی ادبی به بار آورده است که آروزها را خاموش و انسانها را ناامید کرده است.
نردبان ارزشها در امت سر و ته شده است و قدرت بالاتر از اندیشه قرار دارد؛ این امر باعث شده است شخص خودکامه و یاران او صاحب امر و اهل مشورت و نظر قرار گیرند در عین حال اهل فکر و اندیشه و شناخت و معرفت از جامعه دور افکنده شوند. وظیفهی مؤسسات حکومتی دگرگون میشود و به حساب امت به مستبد خدمت میکنند؛ در نتیجه مؤسسات قانونی و قضایی به جای اجرای قانون، حفظ حقوق، دادستانی، تحقق منافع امت، پیگیری مفسدان و مبارزه با گروهکهای جنایتکار به مجری خواستهای حاکمیت خودکامه تبدیل میشوند. مؤسسات کیفری آکنده از خیرخواهان و مخلصان و ملیگرایان راستین میشود و امت از توانمندیهای مفید علمی و فکری و فرهنگی باز میماند. ببنید چند استاد دانشگاه و چند دانشمند متخصص در رشتههای گوناگون و حیاتی در زندانهای رژیم کودتا به سر میبرند و چه بسیاری نیز متواری و مورد پیگرد سرویسهای امنیت و سرکوبگر قرار دارند! اینجاست که ظلم و بیداد تمام حوزههای زندگی اعم از اقتصادی، اجتماعی و اخلاقی را در برمیگیرد و فرایند توسعه سست یا متوقف شده یا به عقب بازمیگردد و ارزشهای ملی، مردانگی و شرافت اخلاقی تنزل میکند. این چیزی است که هر صاحب بصیرتی در طول دو ماه گذشته به چشم خود دیده است.

نظرات